خطايى ، على اكبر

مقدمه 34

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

« آغاز سخن بكند مردم دانا به نام خداوند تبارك و تعالى » ، پس از چهار بيت شعر اين عبارت آمده است : « سپاس عبوديت اساس اخلاص لباس اول حاكم عدل‌شناس حضرتنه كه اقسطوا ان اللّه يحب المقسطين بيوروب جمهور معدلت سلوكى مكارم اخلاق و مراسم قوانين و اشفاق ايله تحليه . . . » مطالب و اشعار قسمت مقدمه ( خطبه ) شباهتى به متن فارسى ندارد . در آن نام سلطان مراد بن سليم خان بن سليمان خان هست كه ترجمه براى او و به نام او تهيه شده است . در مقدمه اين بيت آمده است : محمد خان با راى سنيه * كه آمد فاتح قسطنطنيه در دنبال آن ده بيت شعر ( مثنوى ) در ذكر محامد همين پادشاه هست تا اينكه مترجم به مطلب اصلى مىرسد و مىنويسد : « اما بعد ، بو كتاب مستطاب عنبرين نقاب خطا و ختن و چين ملوكنك قانون‌نامه سيدر كه زبان فارسيدن تركى به ترجمه اولندى و اول ديارك پادشاه عاليجاه ستاره سپاهلرى اصلا قانونلرينه مخالف سرمو تغيير و تبديل قادر اوليوب اگر بالفرض قصد ايلسه لرقانونلرى اوزره سلطنتدن معزول اولوب سلاطين عدالت آيين لرى اولادندن پادشاه لغه استحقاقى اولانلردن بريسنى تخت سلطنته كچوروب وزراء و امرا و رعايا و برايا امر و نهينه اطاعت ايدرلر و قانونلرنده قانون اولان اعلم خلايق اولمق كركدر و اول معزول اولان پادشاهك اولاد و انسابلرندن شاملترندن و عزل سببندن جايز در كه اول امر كه حاضر اولان صاحب مشورت وزراء و امرايه انتقام قصد ايده لرديو اصلا بريسنى تخته جلوس اتدر ميوب رجال و نسادن جميع توابع و لواحقنى بر حصن حصينده جمع ايدوب و اوزرلرينه ثقاتدن موكللر قيوب حفظ ايدرلر و طشره‌دن بر كمننه اول جماعت ايله جمع اولمغه قوميوب مستوفى اكل و شرب و كسوه لرينى على جرى العادة تعيين ايدرلر تنبيه معلوم اوله كه ولايت ايران و تورانده درت مملكت‌وار دركه خلقى مسلمانلر . . . » بعد از اين عبارت اخيرست كه ترجمهء متن فارسى شروع مىشود . مترجم عين عنوان فارسى ابواب و شعر فارسى مؤلف را در وصف كتاب خود مىآورد و نام كتاب